تبلیغات
cannabis1
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

دیالوگی تاثیر گذار از فیلم گشت ارشاد:
حـــروم اون آمـپـولـیــه کـه دونـه ای 220 هـــزار تـومـنـه و تـو بـایـد مـاهــی ســه تـاش رو بـزنـی ...
- حـــروم زنـدگـیــه ایـن بـدبـخـتـه کـه تـو سـن 33 سـالـگــی حـسـرت یـه عـروســی بـه دلـش مـونـده ...
- حـــروم اون نـزول خور پـفــــیـوزیـه کـه اگـه ســر ماه 10 مـلـیـونـشـو نـگـیـره با اســکـنـتـش ، نـنـه بـابـای 70 سـالـه ی مـن بـعـد از 30 سـال کـار تـو آمــوزش و پــرورش ایـــــن مـمـلـکــــت اسـبـاب اثـاثـیـشـون سـر کـــوچـسـت ...
- حـــروم اون مـاشـیـنـیــــه کـه آیـیـنـه بـغـلـش دیـــه خــــون مــا سـه تـاسـت



نوشته شده توسط :مریم
یکشنبه 23 مهر 1391-05:32 ب.ظ

درود بــر شـــــــرافت زنــــــــان ســــــــرزمینم، که گیسوهایشان

را باد به دست چـــــارقدی سپرده که از آنِ آنها نــــــــــیست؛

چـــــــــارقدی که باید بــــــــر سر مردانی باشد که شـــــــرافتشان

را به دســــــــت بــاد ســــپرده اند


نوشته شده توسط :مریم
یکشنبه 26 شهریور 1391-07:19 ق.ظ

و انتقالات منفجر شد واکاشی زوما به استقلال پیوست :



نوشته شده توسط :مریم
سه شنبه 3 مرداد 1391-12:24 ب.ظ


هنوز هم از گرسنگی می نالید؟

پس این چی؟

 

 

از خواب توی تخت خواب سفتتون خسته شدین....؟؟؟؟؟

 

 پس این چی؟

 




نوشته شده توسط :مریم
دوشنبه 26 تیر 1391-05:08 ب.ظ

 کافی نیست؟ مارک های جدید تر میخواین؟

 

پس این چی؟



نوشته شده توسط :مریم
دوشنبه 26 تیر 1391-05:05 ب.ظ

 از خودت پرسیدی چرا در سرزمین من و تو، اگر  زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد

 رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر

 زندانی اش را آزاد کند  این «ایثار» است !

مگر هردو از یک تن نیست؟

بفروش !

 تنت را حراج کن…

من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان...

 شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.

(( فریدون فرخزاد ))

نوشته شده توسط :مریم
دوشنبه 26 تیر 1391-04:58 ب.ظ

از وقتی که تخم مرغ گرون شده نمیدونم چرا هربار درست میکنم این شکلی میشه

گروه اینترنتی میشی گروپــــ



نوشته شده توسط :مریم
پنجشنبه 22 تیر 1391-09:41 ق.ظ


نگاه که هرزه باشد.......

حجاب هم که داشته باشی آنجور که می خواهد تو را تصور می کند...

پس فکری به حال مغز های فاحشه کنیم نه حجاب زن



نوشته شده توسط :مریم
پنجشنبه 22 تیر 1391-08:47 ق.ظ

بیایید پارسی وار *زنها* را پاس بدارید ..
این بار اگر زن زیبا رویی را دیدید ..
هوس را زنده به گور كنید ..
و خدا را شكر كنید برای خلق این زیبایی .
زیر باران اگر دختری را سوار كردید ..
... ... جای شماره به او امنیت بدهید ..
او را به مقصد مورد نظرش برسانید
..نه به مقصد مورد نظرتان .
هنگام ورود به هر مكانی ..
... با لبخند بگویید: اول شما .
در تاكسی خودتان را به در بچسبانید نه به او ..
بگذارید زن ایرانی وقتی مرد ایرانی را در كوچه خلوت می بیند
احساس امنیت كند نه ترس ..
بیاییدفارغ از جنسیت .. كمی مرد باشید


نوشته شده توسط :مریم
پنجشنبه 22 تیر 1391-08:44 ق.ظ

من از نسل کوروشم ، که من ماندم و ماهیانه 45 هزار تومان یارانه !!!

من از نسل ستارخان و باقرخانم ، که فقط ترافیک خیابانش برایم مانده !!!

از دریای کاسپین ، فقط ویلاهای ساحلی اش مانده برایم ...!!!

از خلیج فارسش ، فقط رای گیری هایش !!

از آذربایجانش ، برایم جک هایش مانده ...!

از سکه های دوره هخامنشی ، برایم ریال ماند !!

از آزادی بیان ، برایم دیوار های دستشویی های عمومی ماند ...!

ابراز احساساتم شد اس ام اس ،

زندگی ام گره خورده به زندگیه مجازی ،

فریادم شد دکمه های کیبرد ،

ترسم شد از ماشین پلیس !!

من از نسل کوروش بودم !! :|



نوشته شده توسط :مریم
سه شنبه 9 خرداد 1391-09:45 ق.ظ

یه ضرب المثل چینی هست که می گه: تا ایران هست بازیافت چرا؟


نوشته شده توسط :مریم
سه شنبه 9 خرداد 1391-09:13 ق.ظ


در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی می‌كرد كه سالها بچه‌دار نمی‌شد.او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌ای روبروشد؟ فكركنید.

.

..

.

..

.شما هم یك ایرانی هستید. حدس بزنید...

.

..

.

..
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر می‌زدند كه پس این مردك چرا مغازه‌اش را باز نمی‌كند !!!!



نوشته شده توسط :مریم
سه شنبه 9 خرداد 1391-08:38 ق.ظ

قدیما مراسم خواستگاری برای این بود خونواده ها دختر پسر رو بهم نشون بدن ,

الان برای اینه که دختر و پسر خونواده هاشونو بهم نشون بدن

 



نوشته شده توسط :مریم
شنبه 30 اردیبهشت 1391-07:06 ب.ظ

یعدا ًً واسه بچه هامون تعریف میکنیم یه مرد نفتُ ملی کرد ... یه نامرد اینترنتُ 



نوشته شده توسط :مریم
شنبه 16 اردیبهشت 1391-10:10 ق.ظ






دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند


حاجی می رسد!!!


التماس می کند: آقا آقا "دعا" می خری؟؟!!


و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند...


و برای فرج آقا "دعا" می کند...!!!!




نوشته شده توسط :مریم
شنبه 16 اردیبهشت 1391-09:32 ق.ظ







  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2